علی و فاطمه و دستشویی رفتن به تنهایی در سه سالگی
سلام عزیزای مامان مامان برای اینکه خسته شده بود از بس میبردتون دستشویی تصمیم گرفت بهتون یاد بده که اگر جیش کردید خودتون بشورید خودتونا و موقع پی پی به مامان بگید (اینم خدا عمر بده مامان جونا که بهم گفت)منم طرح ستاره را اغاز کردم دوتا کاغذ رنگی زدم در اتاقتون وتقسیم بندیش کردم و هرکس خودش میرفت دستشویی ستاره میگرفتی اولش خودتونا خیس میکردید تا میرفتید اب و باز کنید برا همین میگفتم شلوارتونا درارید با شورت برید دستشویی و وقتی امدید بیرون شلوارتونا بپوشید و چند مدتی مرتب چکتون میکردم تا اینکه موفق شدید و هرموقع ستاره هاتون پر میشد براتون جایزه میخریدم و این بود که دستشویی رفتن را یاد گرفتید و دیگه من بهتون بخاطر کارهای خوبتونم ستاره میدادم و اگر کار بدیم میکردید ستاره هاتون کنده میشد دفعه اول که ستاره هاتون پر شد برای فاطمه دستگاه دیجیتال خریدیم و برای علی توپ و تور بسکتبال


علی و فاطمه و دستشویی رفتن به تنهایی در سه سالگی
